مریوان دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان بکن بکن مامان
 

1 . باسلام – Ok
‎21 آگوست … باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي …
گفتم چي هست گفت بيا تا بهت ياد بدم نشست توي وان و شروع كرد به ماليدت كسش
انقدر اه و اوه كرد كه ابش در اومد بهم گفت دستتو بكن توي كسم منم گفتم اخه.
 

2 . pedarkhandeh – Yahoo Groups
‎9 ژوئن 2012 … شیما اون روز ناهار خونه ما بود و من و اون و فر هاد سه تایی مون رفتیم سایت امیر سکسی و https://groups.yahoo.com/neo/groups/…/9514مدل به مدل داستان خوندیم . فرهاد که از پیش ما پا شد در این مورد که …. -حالا کارتو بکن
پسر از قدیم گفتن مرغ همسایه غازه -راست میگی مامان حق داری تو رو هم زیر کیر فرید
دیدیم -چیکار می کردم . میومدم کمر تورو می گرفتم از رو شیما می …
 

3 . pic – Yahoo Groups
‎4 ژانويه 2013 … این داستانی که میگم ماله 2 ساله پیش که مامانه من 39 سالش بود اسم مامانم نررگس هستش https://groups.yahoo.com/neo/groups/sekte…/820ومثل مامان خیلی ها آنجلینا جولی نیس صورت خوشکلی نداره بدن سفیدی هم نداره رون های
بزرگ و کونه بزرگ و سبزه ای داره و برعکس سینه های … گفت مامانت وزش خیلی خرابه
خیلی حشریه تا اومد تو بلند گفت هانی بکن عشقمو بده دستم
 

4 . 4 . – Pastebin.com
‎1 ژوئن … سلام من آریا هستم من رو باید یادتون باشه قبلا داستان اولین سکس خودم با خاله میترا
اونم جلو مامانم رو براتون تعریف کرده بودم و گفته بودم که در یک فرصت …. مامان دیگه
آخ اخ نمی کرد. داد می زد: بیشتر. تندتر. تا ته بکن تو. و منو حشری تر می کرد. خاله
میترا دیگه صداش دراومد که: یه کم یواشتر. مثل اینکه یادت رفته …
 

5 . داستان بکن بکن مامان – مازبی
‎داستان بکن بکن مامان. 1 . باسلام – Ok 21 آگوست … باسلام من سروش هستم ١٥ ساله
 

6 . داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح … درشت و https://ok.ru/group/
داداشم رفته بودن دنبال كارشون منو … انقدر اه و اوه كرد كه ابش در اومد بهم گفت دستتو 54831980085263/topic/66460719783951حشري راستي اينم بگم كه مامان و بابام با بكن توي …
 

7 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 73 – انجمن لوتی
‎اینم دفعه دیگه خیلی پرو شده بود امد رو نشست ومنم پرتش کردم انور وبه پهلو خوابیدم
اما عوضی بیشعور جنده که با خودم این فش ها رو زمزمه می کردم دست می زد به کونم وسعی
می کرد انگشتشو محکم بکن تو کونم برگشتم بهش گفتم به خدا به مامان می گم گفت
باشه برو بگو می دونست که من نمی تونم بگم چون که مادرم قبلا سکته کرده بود …
 

8 . آرش و مادرزن! | داستان سکسی
‎24 ا کتبر 2007 … اسم من آرش و 31 سالمه. 6 ساله که ازدواج کردم و یه دختر 4 ساله دارم. پدرزنم یک مدیر توی https://dastanesexy.wordpress.com/2007/10/24/arashvamadarzan/یک سازمان بزرگ دولتیه و ماهی یکی دوتا ماموریت داخلی یا خارجی داره و خیلی هم
گرفتاره. از اون قدیمیهاست و اهل حال. بخاطر موقعییت شغلیش نمیتونه که هر کاریی
دلش می خواد بکنه…
 

9 . مامان من جنده است – شهوتناک نوستالژی | داستان سکسی
‎23 مه 2011 … انم گفت نه مامان گفت خوب پس بکن هرچی دوس داری بکن بکن داره خوشم مییاد بعد https://shahvatnaak.wordpress.com/2011/05/23/مامان-من-جنده-است/پرویز گفت بییان مثل این فیلم سوپرا از کسو کون بکنیمش اون دفعه که اینجوری
شما میکردینش خیلی خوشم امد منم میخوام اینجوری بکنمش بعد فکنم جاهشونو عوض
کردن و شروع کردن از کسو کون مامنمو گاییدن منو سعید کیرمون حسابی شق …
 

10 . سکس خانوادگی ما | داستان های سکس ایرانی!
‎18 ژانويه 2008 … اونوقت بيشتر گندش در مياد . مامان گفت دختر مثل همون دفعه اول كه دل منو بردي با https://koskirstory.wordpress.com/2008/01/18/سکس-خانوادگی-ما/وجودي كه يه زن بودم عاشقت شدم همون كار رو هم با شهرام بكن تو كه بلدي مارمولك ………..
 







NS